عشق اَبدیِ دل م

درخواست حذف این مطلب
الهه عشق من؟
میخواهم در آغوش بگیرمتآنقدر محکم که جای عشقم روی تنت بماندعطر تنم روی پوستت بماندرد لبهایم روی بدنت بماندجای انگشتانم روی اندامت بماندتا همه ی اهالی این شهر بدانندتنت قلمرو سرکشی های من است ♥️ع ا ش ق ت م ع ش ق م ن ♥️

دُردونه ی دل م

درخواست حذف این مطلب
الهه ی عشق م؟من از میانِ تمامِ کتاب هاآن که شبیهِ تو بود برگزیدمو از دلِ تمام صفحاتآن که عطرِ دست های تو را داشت انتخاب و از تمام صفحه هابرگی که به لطافت نگاهِ تو بود دیدمو از این برگخطی که طعم تو را داشت خواندماینک دوستت دارم …دوستت دارمو دوستت دارم را مُدام تکرار می کنمکه در تو خلاصه می شودای عصاره ی تمامِ شعرهای ناگفتهتو نیز لب به این تکرارِ رویا گونه بُگشاتا خدا به گلهای رازقیِ باغچه اش بگویداز تو یاد بگیرند عطر افشانی را

عشق دل م

درخواست حذف این مطلب

جانِ جانان م؟من از میانِ تمامِ کتاب هاآن که شبیهِ تو بود برگزیدمو از دلِ تمام صفحاتآن که عطرِ دست های تو را داشت انتخاب و از تمام صفحه هابرگی که به لطافت نگاهِ تو بود دیدمو از این برگخطی که طعم تو را داشت خواندماینک دوستت دارم …دوستت دارمو دوستت دارم را مُدام تکرار می کنمکه در تو خلاصه می شودای عصاره ی تمامِ شعرهای ناگفتهتو نیز لب به این تکرارِ رویا گونه بُگشاتا خدا به گلهای رازقیِ باغچه اش بگویداز تو یاد بگیرند عطر افشانی را ....

دُردونه ی دل م

درخواست حذف این مطلب
نگاه تــــــو


مـــرا عاشق تر از پیـــــش می کند


چه معجـــونی می شود


زندگــــی


با لمسِ دستان تــــو


با حسِ عشــــــــــقِ تـــــو

عشق دل م

درخواست حذف این مطلب
ﺗﻤﺎﻡ ﺗﺮﺍﻧﻪ ﻫﺎﯾﻢ ﺗﺮﻧﻢ ﯾﺎﺩ ﺗﻮﺳﺖﻭﺗﻤﺎﻡ ﻧﻔﺴﻬﺎﯾﻢ ﺧﻼﺻﻪ ﺩﺭ ﻧﻔﺴﻬﺎﯼ ﺗﻮﺳﺖﺍﯼ ﺯﻻﻝ ﺗﺮ ﺍﺯ ﺑﺎﺭﺍﻥ ..…ﻭﭘﺎﮐﺘﺮ ﺍﺯ ﺁﯾﯿﻨﻪ ؛ﺑﻪ ﻭﺟﻮﺩ ﭘﺮ ﻣﻬﺮ ﺗﻮ ﻣﯽ ﺑﺎﻟﻢ ……ﻭﺗﻮ ﺭﺍ ﺁﻥ ﮔﻮﻧﻪ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﯽ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ..ﺍﯼ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﭘﺮﻧﺪﻩ ﺧﯿﺎﻟﻢﺑﺎ ﯾﺎﺩ ﺗﻮ؛ﺑﻪ ﺍﻭﺝ ﺁﺳﻤﺎﻧﻬﺎ ﭘﺮ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﮔﺸﻮﺩ…ﻭﺯﯾﺒﺎﯾﯿﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺭﺥ ﻓﺮﺷﺘﮕﺎﻥ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﮔﺸﻮﺩﺗﺒﺴﻤﯽ ﺍﺯ ﺗﻮ ﮐﺎﻓﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻫﯿﭻ ﺑﻪ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺑﺮﺳﻢ

عشق ابدی خودم

درخواست حذف این مطلب
موهایت را می بویملبهایت را می چِشمنفس هایت را می شنومخی را لمس میکنمو عشقت را می بینم. ..!تا …حواسِ پَنجگانهشاهِدانِ عینی دوست داشتنم باشندودیگر چیزی برایم باقی نماندکه فدای تو نباشد....
عشق دل م مبارک ...

عشق ابدی خودم

درخواست حذف این مطلب
عشق دل م ...
وقتی می خواهم شروع کنم تا از تو بگویم
طلوع نمی کند خورشید قلبم
در سیاهی چشمانت گم می شود
تو از کدامین قبیله ای که قبله ی عشق من شده ای
محبوب من از من مگیر نگاهت را
که می خواهم در آرامش سیاه ش گم شوم ..

الهه ی عشق من

درخواست حذف این مطلب
عشق من ...با حضورت همه ی من زیباست
چرا که ماه وام دار توست
که می گوید که سپیدی نور ماه
از خورشید است؟
این گوشه ای از تابش و تلالو توست
که ماه رو سیاه را
سپبد روی کرده
ُُرُز سپیدم ....

الهه ی عشق من

درخواست حذف این مطلب
عشق من ....وقتی غرق خی می شوم .... قلب م فاصله را به چالش می کِشد ....من در حقارت فاصله ها با تو عشق بازی ها خواهم کرد .....

عشق ابدی خودم

درخواست حذف این مطلب
این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده و از طریق فید قابل مشاهد نمی باشد. شما با مراجعه به وبلاگ نویسنده و وارد رمز عبور می توانید مطلب مورد نظر را مشاهده نمایید.

[برای مشاهده این مطلب در وبلاگ اینجا را کلیک کنید]

الهه ی عشق من

درخواست حذف این مطلب

در تمام عُمر یک بار عاشق شدم و ، وابسته به ی شدم که برای داشتن ش از تمام زیبایی های دنیا گذشت معشق دل م ..... در روز تولدت ، تنها کمی برای چشم بهم زدنی دست ت را به من بده تا دل ت را در آغوش گیرم تمام وجودم در قلب م قلب م را در چشمان م چشمان م را در زبان م خلاصه کن م ، تا بگویم عشق ابدی ه دل م ( تولد مبارک )

الهه ی عشق من

درخواست حذف این مطلب
عشق من ...عمقِ چشم هاتقصه ی هزار و یک شبِ یلداستتمام نمی شود هر چه می خوانم....

الهه ی عشق من

درخواست حذف این مطلب
عشق من .... توصیفی از تو ....
می خواهم از تو بگویم بی آنکه در جستجوی قافیه باشم و بی آنکه حتی در جستجوی واژه ها باشم از تو که عاشقانه دوستت دارم و در قلب و جان منی با ساده ترین کلمات می خواهم بگویم دوستت دارم امروز نه، می خواهم برایت از آسمان خورشید بیاورم نه ، می خواهم ستاره ها را برایت بچینم و نه می خواهم به شهر آرزوها و رؤیاها بروم فقط ساده و با صداقت همراه با شاهدی صادق از اعماق وجودم می خواهم بگویم دوستت دارم و می خواهم بگویم این نه سخنی است که تنها بر زبان آید من تقدس عشقت را بر کرامت وجودم نشانده ام و اگر سراسر وجودم زبان باشد ی ره خواهد گفت: دوستت دارم..دوست دارم عزیزتریــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــنم...

الهه ی عشق من

درخواست حذف این مطلب
عشق من .... روزهای زندگی ام گرم میگذرد با تو ،به گرمای لحظه هایی که تو در آغوشمی با تو گرم هستم و نمیسوزد عشقمان، ای خورشید خاموش نشدنی همچو یک رود که آرام میگذرد،عشق ما نیز آرام میگذرد و تویی سرچشمه زلال این دلساعت عشق مان تمام لحظه های زندگیست ،ثانیه هایی که پر از عطر و بوی عاشقیست ای جان من ،مهربانی و محبتهایت،وفاداری و عشق این روزهایت،امیدی است برای خوشبختی فردایت میدانم همیشه همینگونه که هستی خواهی ماند،مثل یک گل به پاکی چشمهایت،به وسعت دنیای بی همتایتهوای تو را میخواهم در این حال دلتنگی،امواجی از یاد تو را میخواهم در دریای خاطره های به یادماندنی همنفسمی، ای که با تو یک نفس عاشقم همزبانمی، ای که با تو یک صدا برایت احساسات عاشقانه ام را میگویم حرفی نمانده جز سکوت بین من و چشمانت، که در این سکوت میتوان یک دنیا عشق را خواندچه با شوق میخوانم چشمانت را و چه عاشقانه گرفته ایم دستهای هم راگفتی دستهایم گرم است، گفتم عزیزم این چشمهای تو است که مرا به آتش کشیده است همه ی دنیا فریاد عشق ما را شنیده است،هنوز هم نگاهم به نگاهت دوخته است،چقدر قلبت زیباست…چه بی انتهاست قصر عشق تو و من چه خوشبختم از اینکه اینجا هستم ، در کنار توتویی که برایم از همه چیز بالاتری و از همه عزیزترمیخوانمت تا دلم آرام بماند ....

الهه ی عشق من

درخواست حذف این مطلب
عشق من .... با هر ی می شود خندی ی در آغوش یکنفر می شود گریه کرد...دل م لک زده .......برای یک عاشقانه ی آرام که سرم را بگذاری روی ات و بگذاری گله کنم از تمام کابوس های روزهای نبودنت ......

الهه ی عشق من

درخواست حذف این مطلب
عشق من .... از من نپرس چقدر دوست ت دارم .... اینجا در قلب من حدو مرزی برای حضور تو نیست.... خواستن ت تمام شدنی نیست خواستنی تر می شوی تو تکرار نمی شوی ، این منم که هر لحظه عاشقتر و دلبسته تر میشوم

الهه ی عشق من

درخواست حذف این مطلب
خانه عطر وجودت را در مشام حافظه اش نگه داشته است ..جاده ها هر روز ثانیه آمدنت را در رگ هایشان می گردانند ..و من آنقدر ناحضوری ات را در حضور خود احضار کرده ام که حالا اگر به وسعت سال ها ، ازین ربط دور شده باشی هم فرقی به حال ناباوری ام نمی کند..مریمم؟ تو عمریست آنچنان در جانانگی هایم جا مانده ای که با هیچ " پا " و چمدان و قطاری از دل من .... ن م ی ر و ی ......